من از حیاط تالار وحدت بدم میاد . همش تشییع جنازه و خداحافظی و خودنمایی و امضا و عکس و سخنرانی های بی فایده .
من از آهنگ " رسم زمونه " رسول نجفیان هم خیلی بدم میاد . شده مارش رسمی عزا . تا یکی یا چند نفر می میرن اینو پخش میکنن . دست به آهنگ ساختن و مراسم گرفتن و سخنرانی کردنمون برای مرگ و مرده ها و رفته ها ، ماشاالله ماشاالله حرف نداره . زنده ها پس چی ؟ آلودگی هوا رو یک خاکی تو سرش بریزین تا مجبور نشین همش مراسم بگیرین . چه آینده ای پیش روی این بیست و دو انسانی ست که در هر ساعت در تهران به دنیا می آیند ؟؟؟؟؟ خدا به همه ایرانی هایی که میبینند و میفهمند چه بلایی داره سرشون ( سرمون ) میاد ، رحم کنه .
آقای "اسمش رو نبر" از من پرسید :چی کاره حسنی؟
گفتم : طراح فرشم.
این حرف گفتن همانا درمانده شدنم همانا
از من یه تخته فرش تبریز گل ابریشم رشوه خواست!!!ا
دیدم یه بیمه خیلی گرون واسم تموم میشه.از خیرش گذشتم
همین شد که تالار وحدت در من جاودانه ماند
تازه با بلاگت آشنا شدم چندتایی از پست هات رو هم خوندم خیلی راحتی خوشم اومد .....
در مورد "رسم زمونه" کاملا باهات موافقم
ای داد از این مردم کهنه پرست
مردم زنده کش مرده پرست
تا هست زنده-به جفا نامش نبرند
چون مرد-برند او را سر دست