من شخصا زمانی که ایران زندگی میکردیم دوست نداشتم هیچوقت ماشین خیلی گرون داشته باشم و یا تو خونه ای زندگی کنم که خیلی فوق العاده باشه . جوری که هر کس چشمش بهش میافته آه از نهادش بلند بشه . همه چیز رو خیلی معتدل میخواستم . دوست داشتم ماشین مدل بالا داشته باشم اما به دو دلیل امکانش نبود . اولیش اینکه پولش نبود و دومی اینکه اگر هم بود احساس امنیت نمی کردم . چرا آدم باید سوار ماشینی بشه که تو خیابون همش فحش و نفرین بشنوه و جرات نداشته باشه یک دقیقه تو خیابون پارکش کنه ؟ مردم اینقدر در ایران تحت فشار اقتصادی و روحی هستند که اعصاب و چشم دیدن کسی رو ندارند که مثلا تو پنت هاوس یکی از برجهای الهیه زندگی میکنه و مشکل مالی نداره و سالی چند ماه رو خارج از کشور میگذرونه و ترافیک سنگین وهوای آلوده و غیرقابل تحمل تهران رو با نشستن تو بی ام و آخرین مدلش و بالا کشیدن شیشه ها و استخدام راننده شخصی به سادگی از سر میگذرونه .
این کلمه ای که الان بکار میبرم در دایره لغات روزمره من نیست اما به نظرم کاملترین کلمه ایه که میتونم الان بگم . مردم به مقدار زیادی عقده ای شده اند . (یادمون نره که همیشه کلمه مردم در مورد اکثریت بکار میره نه همه !!! ) . حق هم داریم که عقده داشته باشیم . چرا نه ؟ مگه عقده چطور بوجود میاد ؟ وقتی محرومیت باشه عقده هم هست . وقتی درآمد زیر چهارصد هزار تومان زیر خط فقر حساب میشه و این در حالیه که درصد بسیار بالایی از مردم درآمدشون زیر دویست هزار تومانه ، توقع داریم چه اتفاقی بیافته ؟
اختلاف طبقاتی خیلی چیز بدیه . دقیقا منظورم اینه که در ایران وقتی درآمد کمی داری یعنی باید رستوران نری ، سینما نری ، لباس های متنوع نداشته باشی ، سفر نری و در یک کلام فقط سعی کنی که زنده بمونی . و اگر پول داری میتونی هر شب شام رو در رستورانهای ژاپنی و ایتالیایی و هندی ( که امروزه تو تهران طرفداران زیادی هم پیدا کرده اند ) بخوری و تابستونها حتما سفری به آنتالیا داشته باشی و زمستونها به دبی برای خرید . (از سفرهای اروپایی و آمریکایی بگذریم ) . مدرسه غیر انتفاعی بری ، آخرین مدلهای لباس های فرنگی رو با قیمت های سرسام آور بخری وآخرین فیلم های سینمای جهان رو در سینمای خانگی تماشا کنی و خیلی چیزهای دیگه .
حالا تصور کنین که دیدن گروه دوم برای گروه اول چقدر سخته و معلومه که دلشون میخواد سر به تن گروه دوم نباشه . وقتی پشت چراغ قرمز یک موتوری از کنارت رد میشه و به تو که تو ماشینت راحت نشسته ای ، فحش میده و نفرینت میکنه که الهی خفه بشی و اگه دزد نبودی که این ماشین رو سوار نمی شدی ، چکار میکنی؟ وحشت نمیکنی؟
وقتی همون موتوری در حال رد شدن کلیدش رو با تمام خشمش که ناشی از محرومیته روی ماشینت میکشه و رد میشه ، چه کار میکنی ؟ جرات داری بیایی پایین ؟ شاید با یک چاقو خطی هم به خودت بیاندازند . پس ساکت میشی و هیچی نمیگی . تصمیم میگیری که از فردا ماشینتو بذاری تو پارکینگ و با آژانس رفت و آمد کنی . خب پس بهتره همون ماشین معمولی رو داشته باشی و همرنگ جماعت بشی .
چرا تو کشورهایی مثل امارات با اینکه اختلاف طبقاتی هم وجود داره این اتفاق ها کمتر میافته ؟ چرا از اینکه ماشین دویست میلیون تومانی سوار بشی هیچ احساس بدی نداری ؟ چرا سران سیاسی کشور با ماشین شخصیشون تو شهر تردد میکنند بدون راننده و محافظ ؟ چرا از اینکه ساعت سه شب تنها برگردی خونه وحشت نداری؟ چرا خونه های بسیار بزرگ و ویلایی نگهبان و دزدگیر ندارند ؟ چرا اینجا هیچ ماشینی دزدگیر نداره ؟ چرا از اینکه عینک آفتابیت رو تو ماشین رو بازت بذاری نگران نیستی ؟
در مورد عقده ای بودن هم که والا چه عرض کنیم.راست میگی امارات با اینکه اختلاف طبقاتی زیاد بود ولی مردمش اذیت نمی کردن شاید به قول محمد بخاطر قانونهای خرکی و سختی بود که تونسته بودن این همه اقوام رو کنار هم تو صلح و آرامش جا بدن.اینجا به اون معنا اختلاف طبقاتی نیست یعنی درصد کمی از مردم زیر خط فقرن ولی اینجا اگه یه ماشین خیلی حسابی میبینی واسه خودت اصلا دور نیست سوار شدن اون ماشین.اینجا پیشرفت انتها نداره پس کسی هم با حسرت نگاه ماشین ها نمیکنه حتی اگه خودش سوار ماشین 300 دلاری باشه.چون میدونه اگه بخواد میتونه و میشه ولی ایران چی؟
آمین.
:-)
hala az donyaye vagheii ham ke beghzari tu hamin weblog aghe yeki be dobar az mosaferate ya refahe zendeghit benevisi hame mikhan ghurtet bedan...