2008/12/18
در هفته گذشته سه بار رکورد خود را شکستم .
یکم : سه فیلم را در یک روز در سینما دیدم .
دوم : یک فیلم چهار ساعت و نیمه را در سینما یک کله دیدم .
سوم : چهار روز متوالی پیش از طلوع خورشید بیدار شدم ، از خانه بیرون رفتم و پیش از طلوع هم دوباره به خانه برگشتم و خوابیدم جز یک بار که طلوع را در خیابان بودم .
و خب ، اینها یعنی خیلی .
همین دیگر !
..

پی نوشت : دیگر این جملات را نگویی که " چه گوآرا در سی سالگی انقلاب کرد ، تو چکار کردی بدبخت در سی سالگی ؟ "
همین چند وقت پیش بود که یکی از دوستان ِ جان (با لحن محمد جان صالح علا بخوانید ! ) عبارتی شبیه به این را به ما گفت که مثلا تو انقلابی خوبی نمیشی و شوریدن هات در حد ِلمس کردن مرزهاست و .. ! و بعد ما ناگهان آن رگ ِ "چه گوآرایی" مان بالا زد و انقلابی به پا کردیم که این عزیز ِعزیزتر از جانمان یک جورایی انگار خودش از عاقبت کار ترسید و همچون "فیدل جان ِ کاسترو" ما را یک جورایی فرستاد دنبال نخود سیاه ، بلکه شامل مرور زمان شویم و فراموشمان شود چه گفته است . خب البته ما هم فراموشمان شده است دیگر.
مگر نمی بینی ؟!
..


2 Comments:
Anonymous Anonymous said...
goh....goh...goh
arman

Anonymous Anonymous said...
be nazareh man "che" nazarieh pardazi bod ke ba tamam voojood marksism ro dost midasht , va sadalbateh nazariyat on bod ke chahar chob hayeh asasi enghelabe cuba ro shekl , dad. ien mohem nist ke che dar 30 salegi enghelab kard , dar keshvari ke be cheshme yek khareji behesh negah mikardan ien mohemeh ke be jaie resid ke az cuba ham khodahafezi kard .